ای بیکرانِ آسمان

ای وسعت آسمان آبی

آیینه سبز آفتابی

رخشنده ترین ستاره عشق

ای کاش به شام ما بتابی . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

باران نوشت : خداوندا دلم خون شده از این همه در بسته . وجودم لبریز حس های تلخ و منفی شده . از خودم میترسم. از ناامیدی دوباره میترسم . چگونه نمیدانم اما مگذار شیطان در این تلخی ها بر من غلبه کند.

دوباره پر شدم از انزجار ، از .... از همه آن حس های زشت  که تو میدانی و همین دانستن تو کافیست.

دوباره گوشه گیر شدم . دوباره تنهایی را به بودن در هر جمعی ترجیح میدهم . دوباره از همه عالم فراری ام .

و از دست تو دلگیر تر از همه عالمم که چرا باز هم رسیدم به نقطه صفر ؟ چرا همه درها رو بستی؟؟ 

بهتر است با تو بحث نکنم فقط طلب کمک کنم . همین . اگر کمی دست بجنبانی دل عالمی را میتوانی آرام بخشی اما نمیدانم که نسل ما چه خبطی مرتکب شده که مستلزم این همه درد و رنج و تنهاییست

مهدی نوشت : میدانم لحن کلامم شایسته بزرگواری شما و پروردگارتان نیست . اما جایی برای خالی کردن این همه هجوم شیطانی ندارم جز به درگاه کسی که از همه به من نزدیکتر است . در این روز عزیز شفاعتتان را بدرقه راه همه جوانان کنید و گوشه چشمی به من نیز داشته باشید . مراقب خودتان باشید :) . میـــلاد ولایتتان مبارک

/ 9 نظر / 22 بازدید
رزا

عزیزمی...چقدر احساست آشناست ...مهربونم منم مثله تو شده بودم ولی با جندتا راهکار ساده بی نهایت آروم شدم...برات خصوصی نظر میزارم...

هانیه(متولد ماه تیر)

منم پُر از حس منفی ام[ناراحت] خیلی وقته نا امید شدم و میدونم هیچ امیدی نیست[گریه] از توو جمع بودن بدم میاد[ناراحت] من رسیدم به زیر صفر ولی بازم میگم خدا رو شکر راضیم به رضای تو[گل]

مریم گلی

ممنونم بانوی عزیز[گل]

نوشا

همه چیز درست میشه عزیزم...نگران نباش...مراقب خودت باش...[ماچ]

ستاره

سلا عزیزم من وقتی خیلی ناراحتم بخصوصا تو شب با خدا حرف می زنم گلایه میکنم ... شاید مشکلم حل نشه ولی احساس می کنم اروم تر میشم تو هم مطمئن باش با این جملات احساسات قشنگت که با خدا حرف می زنی خدا بهت کمک می کنه [لبخند][ماچ]

نیلوفر

بهتر شدی؟منم که این روزا اعتماد به نفسم رسیده به صفر بانو[ناراحت]

رها

[پلک][پلک][پلک][پلک][پلک][پلک]

عاشق کوهستان

به به ... درود و سلام بر حضرت مهدی(عج) و عاشقان و پیروانش[گل]

ستاره

مرسی عزیزم انشاالله حاجت تو رو هم بده[ماچ]